نخستین پرسشی که طرح میکنیم این است که چرا مطالعهی نظامهای اقتصادی ضرورت دارد؟ آیا این کار صرفا یک کاوش ذهنی است یا ثمره عملی هم خواهد داشت؟
در جواب باید گفت نیاز به تعیین موضع» ایجاب میکند که نظامهای مختلف را بررسی نماییم.
تعیین موضع؛ یعنی تصمیم گیری و ما.
در امور اقتصادی نیازمند اتخاذ تصمیم هستیم و این امر مستم این است که ابتدا موضوع را بشناسیم تا بر آن اساس تصمیم بگیریم و برنامهریزی کنیم. مثلا برای اینکه به خودکفایی برسیم چه باید انجام دهیم و یا درآمدهای نفتی را چگونه باید خرج کنیم؟ بنابراین، بحثهای اقتصادی، تحلیلهای ذهنی مقولات نظری نیستند، بلکه دقیقا وسیله تعیین برنامه زندگی اقتصادی میباشند.
لذا ما، در جزئیترین حرکت اقتصادی محتاج به تعیین موضع میباشیم و اگر خودمان آگاهانه تصمیم نگیریم، دیگران برای ما برنامهریزی میکنند و در نتیجه ما، در مسائل اقتصادی برخورد انفعالی خواهیم داشت. بعد فلسفی قضیه این است که حرکت بدون جهت» محال است و هیچ جهتی هم بدون حرکت متصور نیست و یکی از مهمترین حرکتها تصمیمگیری میباشد. پس ضرورت تنظیم امور اقتصادی است که مطالعه نظامهای اقتصادی را ایجاب میکند.
به عبارت دیگر، نظر به اینکه تنظیم امور اقتصادی، خود حرکتی است که ااما مستقل از جهت نیست، لذا مطالعه نظامهای اقتصادی در واقع تحلیل جهت چنین حرکتی میباشد؛ یعنی از مطالعه نظامهای اقتصادی میتوانیم جهت و سمت تصمیم گیریهای اقتصادی را مشخص کنیم. لذا از آنجا که نیازمند به موضعگیری اقتصادی هستیم قهرا محتاج مطالعه نظامهای اقتصادی میباشیم تا جهت» حرکت اقتصادی- که هدف تصمیمگیریهای اقتصادی است- معین شود
خطراتی که کسب وکارها را مورد تهدید قرار می دهند به ترتیب به این شرح اند:
اقتصادی ,نظامهای ,تصمیم ,مطالعه ,تعیین ,جهت ,نظامهای اقتصادی ,است که ,مطالعه نظامهای ,این است ,حرکت اقتصادی ,مطالعه نظامهای اقتصادی

درباره این سایت